حق طلاق یا وکالت در طلاق؟

مجموعه مباحث حقوق خانواده قسمت سوم حق طلاق دردنیای مدرن برخی زنان به دنبال برابری حقوق با مردان، و مردان به پیروی از فرهنگ سنتی به دنبال پیشگیری از تحمیل خواسته‌های زنانه بر زندگی خانوادگی می‌باشند. عجیب آن که برخلاف باورها، این، مختص ایران یا کشورهای سنتی نبوده و در سطح جهانی و درطول دوران، […]

حضانت

سلسله مباحث حقوق خانواده  قسمت دوم  حضانت در این مقاله سعی کردم، به دور از ابراز نظرهای شخصی، و دخیل نمودن جنسیت، صرفا به توضیح، در خصوص سوالات و ابهامات رایج راجع به حضانت بپردازم. سوالاتی، که هم از سوی زنان و هم از سوی مردان مطرح می‌شوند. از جمله دغدغه‌های مهم افراد بعد از […]

هجده ساله‌های ابدی

دخترها تا هشتاد سالگی هم‌ می‌توانند همانجور عاشق شوند که درهجده سالگی عشق سالهای وبا را خوانده اید؟ صد سال تنهایی را چه ؟ اصلا من در کتاب‌های مارکز، فهمیدم که عشق و البته هوس تا چه سن وسالی با آدم می‌ماند. زن‌ها تا آخر عمرشان یک دختر هجده ساله زیبای خوش ذوق در وجودشان […]

بررسی حق اشتغال زنان بعد از ازدواج با تکیه بر ماده ۱۱۱۷قانون مدنی

بررسی حق اشتغال زنان بعد از ازدواج با تکیه بر ماده ۱۱۱۷قانون مدنی فرق بین حقوق و قانون ابتدا اجازه دهید مختصری راجع به تفاوت حق و قانون و فرایند اجرای آن، بیان کنم. مسائل مطرح شده به معنای انکار برخی تبعیض‌ها در اجرای قوانین یا اعطای حقوق جانبی و اکتسابی به افراد نیست. حتی […]

مرصع

مرصع از خانه‌اشان تا شهر راه زیاد بود. ماهی یک بار با اسب می‌آمدند و گاه، با گاری‌های بسته به قاطر، که محصولات لنبی دامداران را بفروشند. شب جایی برای اطراق نداشتند، مگر همین منزل که مالکش با یکی از مالکین دام‌ها خویشاوندی دور داشت. که سال‌ها قبل برای درس خواندن به شهر رفته و […]

چاهی در تپه زباله‌های گذشته

چاه زباله‌های گذشته روح سپید پوش عزیز دیروقت شب که به سرم زده بود، همه آنچه برایم در این ده سال اتفاق افتاده است، مرور کنم. یاد یکی از خاله‌های بابا افتادم که تا زمان مرگش عادت داشت هرروز سر یک ساعت مشخص زنگ بزند و از همه دنیا بد بگوید. مادربزرگ فقط گوش می‌کرد […]

معجزه باور به حکمت خدا

  معجزه باور به حکمت خدا یخ‌بندانی که در اثر شوک خبرمرگ دوستم با آن، مواجه شده‌ بودم، با چای و غذا و لباس گرم‌تر از وجودم خارج نشد. رفتم سراغ کتاب‌های آن‌لاینم. بلکه سرم به خواندن گرم شود. چند صفحه از کتاب “کافه‌ای بنام چرا” خواندم. با اینکه کتاب پرکششی به نظرم آمد ولی […]

روح زیبای سپید پوش

روح زیبای سپید پوش باید برای یک سایت در مورد هدف‌گذاری بنویسم. این روزها بعد از نوشتن مطالب مختلف که برخی را در سایت یا پیج منتشر کرد‌ه‌ام، بعضی را هم نه، در گروه دوستان نویسنده‌ام راجع به روح سرکشم که اصولا تلاش می‌کند، در هیچ قید و بندی نباشد، حرف زدم. و اینکه هربار […]

یک جمعه با طعم تلخ

  ته دهانم تلخ شده است…به ناگاه حس کردم دست وپایم یخ کرده. حتی زیر پتو و با آن کفشک‌های پر از پر ضخیم، هم گرم نمی‌شوند. یک دستمال سر تریکو پوشیده‌ام که این سوز سرمایی که گوش‌هایم را دارد می‌برد کم شود‌. پلوور پشمی را که تا زیر چانه‌ام را پوشانده تا پایین کمر […]

دختر افغان میدان تجریش

  اواسط پاییز ۹۰ یا ۹۱ یک غروب خیلی سرد با سوز برف بود. با یکی از دوستانم رفته بودیم تجریش. یادم نیست چرا و قبل و بعدش کجا رفتیم. دور میدانک سمت امام‌زاده صالح، همانجا که معمولا دست فروشها بساط می‌کنند یک‌ دختر زیبای افغان فال می‌فروخت. اصرار کرد فال بخریم. به قول سینا […]

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز